رمضان یعنی.....کربلای دوباره - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:37
شد رمضان و یا حسین روی به محضرت کنم... شروع این ماه را به نام مادرت کنم... به وقت روزه داری ام چون که گرسنه می شوم... یاد گرسنه خفتن رقیه دخترت کنم... و آن دمی که از عطش در تب و تاب می شوم... یاد ز لب های تو و علی اصغرت کنم... + نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:37 توسط فاطمه |
بزرگ شدیم و فهمیدیم..... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:37
بزرگ شدیم و فهمیدیم که دوا آب میوه نبود... بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر بر نمی گرددآن طور که مادر گفته بود... بزرگ شدیم و فهمیدیم که چیز های ترسناک تر از تاریکی هم هست... بزرگ شدیم به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده مادر هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته... بزرگ شدیم